تبليغاتX
زمزمه هایی از دیار غربت

زمزمه هایی از دیار غربت

خسته ام...

این روزها خیلی دیر می یام و چند جمله ای رو می نویسم

خیلی دوست دارم که هر روز آپ بشم ولی نمیشه  شاید از این بعد نیز هر هفته ای یه بار بیام و شاید دوبار .. برای اینکه دلایلی داره اونهم اینکه تازه از تعطیلات سه ماهه از ایران برگشتم و هنوز با هوای اینجا سازگار نشدم دوستام بهم میگن تو هنگ کردی ! نمی دونم شاید هم حق با اونا باشه.

خوب هرکه باشه اینجور قاطی می کنه اخه تو دیار غربت وانهم کشور با اب و هوای امارات که این روزها هم شدت گرماست.

زمزمه ۱- امروز با دوستانم رفتیم به کنار ساحل وقعا چه زیباست در غربت باشی و آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس رو ببینی .

زمزمه ۲- اول هفته هم به مسجد شیخ زاید رفتم نمی دونید چه حالی میده ادم بیاد و ببینه که هنر ایرانی زینت بخش سومین مسجد جهان باشه . گزارش و عکس هایی هم گرفتم که در اینده حتما میزارم .

زمزمه اخر اینکه خیلی خسته ام با اینکه سه ماه مرخصی بودم بازم خسته هستم و نیاز به یه استراحت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:33  توسط جمشید  |