تبليغاتX
زمزمه هایی از دیار غربت

زمزمه هایی از دیار غربت

سوژه

چند روزی هست که هوای امارات به برکت ایران و خلیج همیشه نیلگون فارس خنک شده و هر طرف که نگاه می کنی سوژه های جالب و تماشایی می بینی ، واقعا این چند روز خبرنگاران با سوژه های استثنایی روبرو شدند البته همه سوژه ها خوب نبودند.

س 1- چند روز پیش خبر تعرض پدری به چهار دخترش منتشر شد که استخوان هر انسان رو می لرزاند.

س2- مسابقات بسکتبال و حذف دو تیم ایرانی و جالب اینکه در حاشیه این مسابقات خبرنگاران نیز برا دریافت 10 هزار دلار با یکدیگر رقابت کردند ( از شانس بد ما ، من نتوانستم اون روز شرکت کنم و گرنه 10 هزار دلار مال خودم بود! )

س 3 – فروش جزایر مصنوعی در آبهای نیلگون همیشه فارس

س 4-  حضور دبیر کل ناتو و لابی علیه ایران

5 – بحران در بازارهای مالی و خسارت های گسترده سهام داران ( البته ایرانی ها زرنگ یک سال قبل از بورس ها فرار کردند)

س 6- افزایش 70 درصدی حقوق کارمندان !

و

..

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 18:36  توسط جمشید  | 

محرم

 

محرم فرا رسید و تاسوا و عاشورای حسینی (ع) را در حالی سپری کردم که در غربت شاهد آداب و رسوم مختلف عزادان ابا عبدالحسین (ع) بودم خاطرات به یاد ماندنی از عزاداری پاکستانی ها ، عراقی ها ، هندی ها ، بحرینی ها ، لبنانی ها و ایرانیان مقیم امارات در سالهای گذشته  به یاد دارم و هر سال عزداری شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش باشکوه و با حضور گسترده تری برگزار میشه .

روزهای تاسوعا و عاشورا برای عزاداری و تهیه گزارشی از عزاداری به سفارت رفتم  در آغاز مراسم که بودم تعدادزیادی از راه های دور و نزدیک آمده بودن ولی متاسفانه هنوز دکتر آصفی سفیر محترم ایران در امارات نبودند و همزمان با سخنرانی حجت الاسلام سروقامتان دکتر آصفی و حجت الاسلام  محمدی گلپایگانی نیز تشریف آوردندمراسم باشکوهی بود ولی متاسفانه افراد خاص و.... در این مراسم به چشم می خوردند که  موقع مداحی گاهگاهی با دستمال گوشه چشمشان را نوازش می کردند.

آقای محمدی گلپایگانی  نیز با سخنان متین و زیبای خود همه را به فیض رسوند.

زمزمه : شب عاشورا با یکی از دوستان در قم تماس داشتم از حال هوای مراسم ها و تاسوعا و عاشورا پرسید و ماهم جواب ایشون رو دادیم وگفتم که قرار است که برای تهیه گزارش به سفارت برم  ایشون گفت که یه نصیحت از من بشنو که سفارت و جایی که مراسم تشریفاتی هست جای شما نیست نرو ! من هم گفتم اجبارا چون دعوت هستم باید برم ولی بعد از رفتن به حرف این عزیز رسیدم ! واقعا جای همه کس نیست .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 11:24  توسط جمشید  |