تبليغاتX
زمزمه هایی از دیار غربت

زمزمه هایی از دیار غربت

میلاد مهدی موعود عج مبارک

 

شبهای بی تو در سکوت وخلوت تنهایی صبح به پایان می رسند ودر خلوتم می گریم واشک می ریزم

ثانیه های بی تو با غمی اندهگین .........

وبه امیداینکه جمعه در راه است در انتظارنت می نشینم ....

در غروب جمعه چه رازی نهفته است ؟!

که همه عالم وآدب به خود جذب می کند

وقتی بخود می آیم  می بینم که جمعه هم گذشت وبی تو سپری شد

در اوج تنهایی به کوچه های  آشنایی پناه می برم هیچ چیز وهیچ کس آرامم نمی کند

....

ولی با یادت آرام می گیرم با شنیدن نام زیبایت می گریم نمازت را سحرگاهان در آرامش و.سکوت می خوانم

هفته ای را به امید جمعه ات آغاز می کنم  صبح های جمعه  به امید دیدارت نماز ودعا یت می خوانم  وبعداز ظهرها در غم نیامدنت وتنهایی با آسمان شریک می شوم ودانه های اشک از گونه هایم غلط می خورند.

وحال که امروز چهار شنبه میلادت هست به امید جمعه در انتظارت می نشینم  وبا امید خداوند وعده دیدارمان این جمعه یا صاحب الزمان ....مشتاق دیدارت هستم  ..... یا صاحب الزمان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:47  توسط جمشید  |