به یاد استاد
درگذشت استاد بهمن جلالی رو جامعه عکاسی و خانواده محترمشان تسلیت می گویم
درگذشت استاد بهمن جلالی رو جامعه عکاسی و خانواده محترمشان تسلیت می گویم
من گریه نخواهم کرد
من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد .
افسرده نخواهم شد.
فریاد زنم فریاد: این گونه خزانم را در عشق نهان کردم.
من درد جدا بودن بر گور عیان کرد.
افسوس نخواهم خورد. افسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم.
امروز چنان دیروز افسوس نخواهم خورد
من یاد گرفتم عشق بیگانه نمی داند
لیکن به دل شادم سر مشق کنم امروز
دنیای خودم گرم است
من دوست نمی خواهم
روز نهم ذيالحجه روز عرفه و از اعياد عظيمه است؛ اگرچه به نام عيد ناميده نشده است. عرفه روزى است كه حقتعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت فرا خوانده و سفرههاي جُود و احسان را براى ايشان گسترانيده است. شيطان در اين روز خوارتر و حقيرتر و راندهتر و خشمناكترين اوقات را ميگذراند؛ چراكه در روايتي آمده است: "امام زينالعابدين(عليهالسلام) در روز عرفه صداي سائلي را شنيد كه از مردم تقاضاي کمک مىكرد. امام به او فرمود:« واى بر تو آيا در اين روز از غيرخدا تقاضا مىكنى؟ حال آنكه در اين روز اميد مىرود بچههاى در شكم هم از فضل خدا بينصيب نمانند و سعيد شوند.»
عرفه از ايام باشكوه و عظيم و روزي است كه درهاي آسمان براي پذيرش تضرعهاي عاشقانه بندگان ذات اقدس اله گشوده ميشود و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن خود است و ميخواهد همچون شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم؛ بنابراين روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.
خداوند در اين روز شيطان را در غل و زنجير ميكشد و زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم ميكند؛ از اين رو امام صادق(ع) نيز فرمودهاند "اگر شخص گناهكاري نتواند در شبهاي قدر از قدر و منزلت خود به نحو احسن استفاده كند، ميتواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود."( كافي، ج 2، صفحه 66)
در اين روز حجاج بيتالله الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات ميپردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت ميكنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا ميكنند كه؛
"خداي من، من به گناهانم اعتراف ميكنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم، ...."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت ميكنند.
وجه تسميه روز عرفه؛
آوردهاند زمانيكه جبرييل مناسك حج ابراهيمي را به ابراهيم خليلالله ميآموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت:"عرفت" و او پاسخ بلي را داد - لذا به اين نام خوانده شد.
همچنين آوردهاند مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف ميكنند و بعضي آن را از جهت تحمل و صبر و رنجي ميدانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شوند؛ چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي است.(فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818)
همچنين در روايتي آمده است كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكي در اين سرزمين يكديگر را يافتند و به همين دليل عرفات و اين روز عرفه نام گرفته است.(رسول جعفريان، آثار اسلامي مكه و مدينه، نشر مشعر)
پيشينه وقوف در عرفات؛
عرفات جمع عرفه به معناي شناخت است و از آنجا كه آنجا وادي شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته است.
الف) حضرت آدم و عرفات؛
«فتلقي آدم من و به كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»
آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خدا توبه او را پذيرفت؛ چراكه او توبهپذير است. طبق روايت امام صادق(ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنيا چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرييل بر آدم فرود آمد پرسيد: "چرا گريه ميكني؟ گفت: چرا گريه نكنم در حالي كه خداوند مرا از جوار و بارگاهش بيرون راند و در دنيا فرود آورد. جبرييل گفت: اي آدم، به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد. آدم گفت: چگونه توبه كنم؟ جبرييل او را در روز 8 ذيحجه به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرييل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد." بگو اي آدم: "سبحانك اللهم و بحمدك، لاالهالاانت، عملت سوء و ظلمت نفسي، و اعترفت بذنوبي اغفرلي، انك انت الغغور الرحيم."
آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشك ميريخت، وقتي آفتاب غروب كرد، همراه جبرييل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف كرد و صبحگاهان با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت چرا كه او توبهپذير است.
همين مطلب را شيخ صدوق در كتاب «امالي» در روايتي از امام حسن(ع) نقل ميكند كه آن حضرت فرموده است: "شخصي يهودي خدمت رسول خدا آمد، او از افراد داناي يهود بود از پيامبر سؤالاتي نمود، يكي از سؤالاتش به اين قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحراي عرفات وقوف نماينده پيامبر اكرم(صلياللهعليه و اله) فرمودند: ساعتي است كه حضرت آدم(ع) در آن ساعت مرتكب معصيت(گناه اولي) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترين مكانها وقوف و نزد او تضرع و دعا نمايند تا بهشت را مجدداً در اختيار آنها نهد و آن ساعتي كه مردم از عرفه ميروند يعني مغرب، ساعتي است كه حضرت آدم(ع) در آن ساعت از خداوند خويش سخناني را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذيرفت (چرا كه توبهپذير و مهربان) است."
و ايشان فرمودند: "به خدا قسم كه براي آسمانها دري است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و كرم و بخشش و تمام كساني كه در عرفات اجتماع ميكنند شايسته اين صفات هستند. زماني كه آنها ميخواهند از صحراي عرفه خارج شوند خداوند ملائكهاش را گواه ميگيرد كه همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم."
ب) حضرت ابراهيم در عرفات؛
در صحراي عرفات جبرييل پيك وحي الهي، مناسك حج را به ابراهيم(ع) آموخت و ابراهيم(ع) هر يك از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و نداي عرفت را در آن سرزمين سر داد.
ج) پيامبر اکرم در عرفات؛
دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) بود و بنا به گفته مفسران آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر نازل شد و پيغمبر اين سوره را كه از جامعترين سورههاي قرآن است و موضوع آن ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنهاست، و قوانين و احكام كلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.
و بنا بر قول مشهور ميان محدثان، پيامبر در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماعي عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت: «... اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم. شما به زودي به سوي خدا باز ميگرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي ميشود. من به شما توصيه ميكنم هر كس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان اي مردم بدانيد ربا در آيين اسلام اكيداً حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش ميكنم به زنان نيكي كنيد زيرا آنان امانتهاي الهي در دست شما هستند، و با قوانين الهي بر شما حلال شدهاند.»
«... من در ميان شما دو چيز به يادگار ميگذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نميشويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.»
«هر مسلماني با مسلمان ديگر برادر است و همه مسلمانان جهان با يكديگر برادرند و چيزي از اموال مسلمانان بر مسلماني حلال نيست مگر اينكه آن را به طيب خاطر به دست آورده باشد... .»
د) صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي سرور شهيدان عالم حسين بن علي(ع)؛
امام حسين(ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و ياران خود در صحراي عرفات وقوف كرد. وي در آنجا بزرگترين همايش خودسازي و شناخت را در قالب ژرفترين كلمات به ظهور رسانيد.
سخناني كه از اعماق وجودش نشأت ميگرفت آنچنان والاست كه آدمي را به تفكر وا ميدارد، برخي از موضوعات آن به شرح زير است:
ايشان دعاي خود را با ستايش خداوند آغاز ميكند، ستايشي زيبا و يكتا. «ستايش خداوندي را سزاست كه چيزي قضايش را دور نميسازد و از اعطا و بخشش او جلوگيري نميكند و هيچ آفرينندهاي آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندي بيانتهاست»، بيان گوشهاي از نعمتهاي بيپايان خداوند كه انسان را در تمام مراحل رشد تكامل در بر گرفته و ياد از مهر مادر و مواظبت و پرستاري آنان را از الطاف خداوند ميشمرد، به شكر نعمتهاي الهي اشاره ميكند و خود را از اداي يك شكر نيز عاجز ميداند، استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالي، فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا، شناخت و درخواست بهترين مسألتها و تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.
هر فرازي از اين دعا دريچهاي از عشق و نور و محبت و توحيد را در دل انسان ميگشايد. ايشان با اين دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزديكي آن دو را به هم نمايان كند. اين نيايش منطقيترين رابطه خدا با انسان را توضيح ميدهد. ايشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستي و نفوذ علم و قدرت و حيات او را به تكتك ذرات و موجودات عالم مشاهده مينمايد و آن چه را ميبيند بر زبان ميراند.
اسرار وقوف در عرفات؛
اميرالمؤمنين امام علي(عليه السلام) درباره راز وقوف در عرفات فرمودند: «عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا بايد بيرون دروازه، آنقدر تضرع كند تا لايق ورود حرم شود.»(كافي، ج 4، ص 224) از اينرو شب و روز عرفه دعاهاي مخصوص دارد كه جزو فضايل برجسته و وظايف مهم روز عرفه است؛ بنابراين، خداوند اينگونه مهمانان خود را براي ورود در خانهاي كه انبيا(عليهم السلام) به طهارت آن قيام و اقدام كردهاند: "و عهدنا إلي إبراهيم و إسمـعيل أن طهّرا بيتي"(سوره بقره آيه 125) تطهير و پاك ميكند؛ زيرا خداوند در خانه پاك، تنها مهمانان پاك را ميپذيرد.
1- اسرار عرفات فراوان است، و برخي از آنها كه در حديث شبلي بدانها اشاره شده عبارت است از: « وقوفِ در عرفات براي آن است كه انسان به معارف و علوم ديني واقف و از اسرار الهي نظام آفرينش با خبر شود. بداند كه خداوند به همه نيازهاي او واقف و بر رفع همه آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت كند كه طاعت او سرمايه و وسيله هر بينيازي است: "و طاعته غني."(مفاتيح الجنان، دعاي كميل)
از اينرو امام سجاد(عليه السلام) به سائلي كه در روز عرفه گدايي ميكرد، فرمودند: "واي بر تو! آيا در چنين روزي، دست نياز به سوي غير خدا دراز ميكني؛ در چنين روزي براي كودكان در رحمْ اميد سعادت ميرود: "ويحك! أغيرالله تسأل فى هذا اليوم. إنه ليُرجي لما فى بطون الحبالي فى هذا اليوم أن يكون سعيداً!"(وسائل الشيعه، ج 10، ص 28) كسي كه در اين جا از خدا، غيرخدا را طلب كند زيان كرده است. امام سجاد(ع) كساني را كه در چنين زمان و مكاني دست نياز به سوي ديگران دراز ميكنند، بدترينِ انسانها معرفي فرمودند: "هؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون عليالله و هم مقبلون علي الناس."(بحارالانوار، ج 96، ص 261)
2- حجگزار بايد در آنجا بر اين نكته عارف شود كه خداي سبحان به نهان و آشكار و صحيفه قلب او و رازهاي آن و حتي آنچه براي خود او روشن نيست و به طور ناخودآگاه در زواياي روح او ميگذرد آگاه است؛ يعني سرزمين عرفات محل ادراك و شهود مضمون آيه كريمه "و إن تجهر بالقول فإنّه يعلم السرّ و أخفي"(سوره طه، آيه 7) است.
انسان اگر بداند قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور كه خود را به گناهان جوارحي نميآلايد، گناه جوانحي نيز نميكند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزيه ميكند.
در حديثي كه متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، امام سجاد(ع) فرمودند: "عصر روز عرفه و ظهر روز دهم كه حاجيان در منا حضور دارند، خداي سبحان بر ملائكه افتخار ميكند و ميفرمايد: «اينان بندگان من هستند كه از راههاي دور و نزديك با مشكلات بسيار به اينجا آمده و بسياري از لذتها را بر خود حرام كرده و بر شنهاي بيابانهاي عرفات و منا خوابيده و اين چنين با چهرههاي غبارآلود در پيشگاه من اظهار عجز و ذلّت ميكنند. اينك به شما اجازه دادم تا آنان را ببينيد. آنگاه ملائكه حق به اذن خداوند بر دلها و اسرار نهان آنها آگاه ميشوند.»(بحارالانوار، ج 96، ص 259)
خداي سبحان به زائران راستين خانه خود مباهات ميكند، با اين كه عزت و فخر انسان در بندگي براي خدا و بودنِ تحت ربوبيت اوست؛ همانگونه كه در مناجات اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) آمده است: "إلهى كَفي بى عِزّاً أن أكون لك عبداً و كَفي بى فَخْراً أن تكون لى ربّاً أنت كما أُحبُّ، فاجعلْنى كما تُحبُّ."(بحارالانوار، ج 74، ص 402)
گرچه فرشتگان تا حدودي از غيبْ با خبر و نسبت به بسياري از مسائل ماوراي طبيعت آگاهند، امّا پردهپوشي و رحمت و لطف حق اجازه نميدهد كه حتي آنان نيز بسياري از اسرار ما را بفهمند با اينكه آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند؛ چنان كه اميرالمؤمنين امام علي(ع) به خداوند عرض ميكنند: «خدايا! بعضي از اعمال و افكارم را تنها تو شاهد بودي و اجازه ندادي حتي فرشتگان بر آنها آگاهي يابند»: "والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتك أخفيتَه و بفضلك سترتَه."(مفاتيح الجنان، دعاي كميل) امّا برابر حديث مزبور، در روز عرفه و عيد قربان ملائكه به اذن خداوند به نهان دلهاي زائران نظر ميكنند، ميبينند كه قلب عدهاي بسيار سياه است و دودهاي سياه از آنها برميخيزد كه از "نار الله الموقدة * الّتي تطّلع علي الأفئدة"(سوره همزه، آيات 6 ـ 7) است. خداوند به ملائكه ميفرمايد: «اينان كساني هستند كه پيامبر را راستگو نميدانند(معاذالله) و در اموري مانند جانشيني اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) ميگويند: رسول اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) از نزد خود اين كار را كرده است! آنها بين قرآن و عترت جدايي انداخته و بعضي از امور را نميپذيرند.»
فرشتگان گروه ديگري را ميبينند كه دلهايشان بسيار نوراني است. خداوند در معرفي اين گروه ميفرمايد: «اينان مطيع خداوند و پيامبر او هستند. پيامبر را امين وحي ميدانند و معتقدند او از نزد خود هيچ نگفته و در همه مسايل و احكام الهي و از آن جمله در امامت و رهبري، سخنان و اقدامهاي او برابر وحي خداوند بوده است.»
راز اين نكته، اين است كه ولايت، سرّ همه اعمال است؛ مؤمنان راستين كه هم به سرّ ولايت ميرسند و هم به اسرار حج، به صورت انسان واقعي در سرزمين عرفات و منا ظهور ميكنند و خداي سبحان در مقام فعل، به آنان فخر ميكند. چنين انسانهايي فرشتهمَنِش و حتي برخي از آنها از فرشتگان بالاترند.
البته آنچه در اين حديث شريف بيان شد، مسئلهاي تاريخي و از قبيلِ "قضيةٌ فى واقعةٍ" و منحصر به مراسم حج و روزهاي عرفه و عيد قربان نيست، بلكه اين صحنه هميشه وجود دارد، نهايت اينكه جلوهي تام آن در حج ظهور كرده است.
3ـ شايسته است در روز عرفه حجگزار از "جبلالرّحمة"(جداي از كوههاي اطراف خود، در سرزمين عرفات واقع است. رسول اكرم(ص) بر تخته سنگي از اين كوه ايستاد و خطبه معروف عرفات را ايراد فرمود. همچنين سالار شهيدان امام حسين(ع) دعاي بلند روز عرفه را در دامنه اين كوه خواندند. بر قلّه جبلالرحمة، قبهاي به نام حضرت آدم(عليهالسلام) قرار دارد كه نمازگزاردن در آنجا مكروه است) كه در سرزمين عرفات واقع است بالا رفته، دعايي را كه سالار شهيدان حسين بن علي صلوات الله و سلامه عليه در جانب چپ آن كوه رو به كعبه ايستاد و خواند(مفاتيحالجنان، اعمال روز عرفه)، بخواند.
امام سجاد(ع) فرمود: «راز بالاي كوه رحمت رفتن اين است كه انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان و متولي هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خداي سبحان نسبت به همگان ولايت تكويني دارد و او ولي همه است»: "هنالك الوَلاية لله الحقِّ"(سوره كهف، آيه 44) و گرچه رحمت عام خدا فراگير و شامل همه موجودات است: "رحمتي وسعت كلّ شيء"(سوره اعراف، آيه 156) و "كتب ربّكم علي نفسه الرَّحمة"(سوره انعام، آيه 54) ليكن رحمت خاص او ويژه پرهيزكاران است: "رحمتي وسعت كلّ شيء فسأكتبها للّذين يتّقون."(سوره اعراف، آيه 156) مستفاد از مجموع دو آيه اخير اين است كه خداوند بر خودش لازم كرده است كه رحمت خاص را به پرهيزكاران عطا كند.
صعود بر جبلالرحمة، بايد انسان را عارف به اين سرّ كند كه خداوند نسبت به مرد و زن "مؤمن" رحمت خاص و ولايت مخصوص دارد. نيل حجگزاران به چنين معرفتي در نحوه نگرش و ارتباط آنان با ساير افراد و جوامع تأثير خواهد گذارد.
4 ـ بخشي از سرزمين عرفات منطقهاي است به نام "نَمِرة" كه مسجدي به اين نام در آن واقع است. امام سجاد(ع) در بيان راز اين محدوده فرمود: «معناي حضور در "نمرة" اين است كه: "خدايا! من به چيزي امر نميكنم، مگر اين كه قبلاً خود مؤتمِر باشم و از چيزي برحذر نميدارم مگر اين كه خود قبلاً پرهيز كرده باشم.»
توضيح اينكه، هر مسلماني مكلف به امر به معروف و نهي از منكر است. ظاهر اين حكم و بُعد فقهياش آن است كه كسي كه عالم به حكم شرعي است بايد شخصي را كه عالماً عامداً آن حكم را رعايت نميكند، از باب امر به معروف و نهي از منكر راهنمايي كند. البته امر به معروف و نهي از منكر غير از تعليم و موعظه و ارشاد است، اگرچه ممكن است در بعضي موارد از مصاديق آنها باشد؛ زيرا امر به معرف و نهي از منكر، حتي اگر به نرمي بيان شود، جنبه ولايت و آمريَّت دارد.
در وجوب امر به معروف و نهي از منكر، عدالت و طهارت نفس آمر و ناهي از شرايط آن به شمار نيامده است، بلكه علم و آگاهي او از آن معروف يا منكر، و احتمال تأثير امر و نهي او و مانند آن جزو شرايط است. اما باطن آن بر اساس رازي كه درباره "نمرة" بيان شد، به عدالت برميگردد؛ يعني آمر به معروف بايد خود مُؤتَمِر بدان بوده، ناهي و زاجر از منكر بايد خود منتهي و منزجر از آن باشد؛ يعني آنچه ديگران را بدان امر ميكند، قبلاً خود عمل كرده باشد و آنچه ديگران را از آن منزجر و نهي ميكند، خود قبلاً منزجر شده باشد. بنابراين، عدالت به عنوان سرّ امر به معروف و نهي از منكر در آمر و ناهي شرط شده است.
5ـ وادي "نَمِرة" كه در حديث شبلي از آن به عنوان "نَمِرات" نيز ياد شده نام منطقهاي وسيع در سرزمين عرفات است كه تقريباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد(ع) فرمود: «هنگام ورود به اين منطقه بايد آگاه باشيد كه اين سرزمين، سرزمين شهادت، معرفت و عرفان است. يعني همان گونه كه خدا و ملائكه شاهدند، اين سرزمين وسيع نيز شاهد اعمال زائران خانه خداست و كاملاً آگاه است كه حاجي با چه نيّتي آمده و با چه انگيزهاي برميگردد و به آن شهادت ميدهد.»
بنابراين شب نهم ذيالحجه از شبهاي متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:
1- دعايي که با اين عبارت آغاز ميشود، خوانده شود اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً كه روايت شده هر كس آن را در شب عرفه يا در شبهاى جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد.
2- [به نقل كفعمى ] تسبيحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود.
3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.
4- زيارت امام حسين(عليه السلام).
و بالاخره روز عرفه ميرسد و هرکسي مکاني را براي خود صحراي عرفاتي ميسازد، يکي در صحراي عرفات، يکي در صحن امام حسين(ع)، يکي در صحن امام رضا(ع)، يکي جمکران و صحن کريمه اهل بيت و ...
عرفه آمدم تا با تو سخن گويم؛ تويي که آخرين اميد رمضان از دست دادههايي، تويي که اگر خدا ما را در تو نبخشد ديگر...
عرفه، خوشا به حال آناني که تو فردا برايشان شهادت خواهي داد، شهادت خواهي داد که اينان آمدند، با عشق آمدند و در صحراي عرفات دور هم جمع شدند و با ذکر علمدار کربلا دنبال مولايشان گشتند.
و خوشا به حال آناني که سعادت اين را دارند که در عرفات مولايشان را ببيند و آن زمان ميتوانند چشم در چشم مولايشان بدوزند بدون آنکه از اعمال خود شرمنده باشند.
عرفه، با اينکه گناهکاريم با عشق به حسين آمديم، چرا که به ما گفتهاند که اينجا هم همه کاره حسين است، عرفه تو به حسين بگو و قسمش بده به شش ماهه و سه سالهاش تا ما را به آنها ببخشايد.
عرفه؛ به امام زمانمان بگو؛ بگو شرمندهايم اگر غريبانه و ناشناس در صحراي عرفات پيش ميرود و ما ...