نوروزتان پیروز
حلول سال نو خورشیدی را به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم سالی سرشار از سلامتی و تندرستی و موفقیت داشته باشند.
حلول سال نو خورشیدی را به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم سالی سرشار از سلامتی و تندرستی و موفقیت داشته باشند.
با آغازبحران اقتصادی و فرار گسترده ی سرمایه گذاران از شهرهای مختلف امارات متحده عربی ، دولتمردان این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج همیشه فارس بهترین راهکار را برای جلوگیری از فرار سرمایه گذاران خفقان رسانه ای دانسته و با صدور قانون جدیدی بر روزنامه نگاران فشار می اورند تا هیچ گون اطلاعاتی در مورد بحران های اقتصادی و مالی در امارات را منتشر نکنند!!
طبق این قانون خبرنگارانی که بحران های اقتصادی ، مالی و خبرهای اقتصادی را منتشر کنند جریمه خواهند شد ! میزان جریمه نیز بیش از 400 هزار دلار اعلام شده است در صورت حساس بودن انتشار خبر بحران مالی و اقتصادی احتمال زندانی شدن خبرنگار مربوطه نیز می رود!
حال دولت امارات با تصویب این قانون می خواهد جلوی فرار میلیون ها دلار از کشور را بگیرد !
البته شیوخ عربی امارات با تصویب این قانون چراغ سبز برای بالاکشیدن ثروت خارجی ها توسط شهروندان خود دادند و ایرانیان نیز از این قانون و سکوت رسانه ها بی نصیب نبوده اند که نمونه بارز آن آقای عبدالله زاده سرمایه گذار ایرانی می باشد که داماد حاکم دبی بیش از ۲ میلیارد دلار سرمایه شخصی وی را به راحتی بلعیده است ولی خبرنگاران آمریکایی اولین روزنامه نگارانی بودند که با جرات تمام کلاهبرداری شیوخ دبی را منتشر کردند.
از ساحل تشنگی آمده و دستان دریا را در پای نخلهای نگران و ساحل تفتید علقمه کاشته است.
توان واپس نگریستن نیست. همه هستی او بر خاک افتاده و همه هستی کودکان را جرعه جرعه زمین حریص نوشیده است.
اینک بر میگردد. از روزنه خیام، دخترکی کنجکاو سرک میکشد. قامتی شکسته، در جزر و مد افتادن و برخاستن، وسعت چشمهای بی رمقش را میپوشاند.
- پدر تنهاست، تنها برمیگردد. عمویمان عباس همراهش نیست.
در آستانه خیمه منظومه خیس چشمها بر مدار شکسته قامت حسین ایستاد. اشک طغیان کرد و طوفان همه دشت را در هم پیچید. پرسش در پرسش، انتظار در انتظار حسین را شکستهتر میکرد. هیچکس از عطش نمیپرسید. هیچ لبی را تمنای آبی نبود. عطش عباس، تشنگی چشمها و گوشهای تفتیده در نوشیدن جرعهای کلام، حسین را محاصره کرده بود، و او... چه پاسخی میتوانست بدهد.
سمت حرکتش را تغییر داد و عمود ایستادهترین خیمه- خیمهبرادر- را فرو افکند و چه پاسخی رساتر از این. روبرگرداند تا هیچکس شکستگی دوبارهاش را نبیند.
از خیمهها شعله شعله عطش میجوشید. دخترکان تشنه کام و پسرکانی که هنوز لبخندههای نخستین زندگی را تجربه میکردند میگریستند. جگر سوزترین گریه از آن شیرخوارهای بود که هنوز حتی گفتن «آب» را نمیتوانست. نگاه بیرمق، دست و پا زدن و گریهای که کم کم در گلوی خشکیده غروب میکرد تنها تکلم او بود.
پدر در غریبی دشت، در شقاوت خیزترین لحظهها، در برزخی میان آه آه کودکان و قاه قاه دشمنان ایستاده بود. تمامی امید او، تکیه گاه صمیمی درد آلودترین ثانیهها و پشتوانه یک کربلا تنهائیش رفته بود.
خوب میدانست دیگر آب به زیارت لبها و خیمهها نخواهد آمد.
**************
فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه شیعیان تسلیت می گویم
در خارج از کشور این موضوع بیشتر به چشم می خوره و فرار مسوولان از خبرنگاران ایرانی بیشتره ولی با خبرنگاران خارجی رابطه ی برادارانه دارند!!!!
ولی دیروز شاهد یه اتفاق استثنایی و عجیب بودم خیلی برام جالب بود شب ساعت ۹.۳۰ بود که آقای دکتر حاتمی بامن تماس گرفت و گفت که یه جلسه داریم و می خواییم تمام خبرنگاران ایرانی در امارات در این جلسه باشندو یه گفت و گوی صادقانه و دوستانه داشته باشیم من هم با تعجب و حیرت با پیشنهاد ایشون موافقت کردم و قبول کردم.ازشون خواستم که محور این جلسه و نشست چیه ؟ گفتند که می خواهیم که خبرنگاران در اطلاع رسانی هماهنگ باشند!
البته دکتر حاتمی رایزن محترم که می شناسمش یه شخصیت منطقی و رابطه خوبی با خبرنگاران دارند و حتی مراسم هایی که برگزار میشه به خبرنگاران خبر می دهد تا خبر ان برای خبرگزاریها و مطبوعات ارسال کنند.
حال ایشون قول دادن یه روز تعیین کنند و بعد هم دعوتنامه واسه همه خبرنگاران ایرانی مقیم در امارات بفرستند حالا این جلسه برگزار بشه نشه خدا می دونه .
این هم بگم که تعداد خبرنگاران ایرانی در امارات زیاد هستش خبرنگاران روزنامه ها ، خبرگزاری ایسنا، ایکنا،مهر ، ایرنا، فارس وبرنا در شهرهای مختلف امارات فعالیت می کنند.
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی / با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش بهرم بکش تصویر مردان خدا / در بیابان تک درختی یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن / عکس یک خنجر ز پشت سر ، پی مولا کشید
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش / عکس حیدر را کنار حضرت زهرا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن / در بیابان بلا تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت و مظلومی و محنت بکش / فکر کرد و چار قبر خاکی از طاها کشید
گفتمش ایثار و رنج و صبر و ایمان را بکش / گریه کرد ، آهی کشید و زینب کبری کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ؟ / عکس مهدی را کشید و واقعاً زیبا کشید
گفتمش تصویر کن تصویری از روی حسین / گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید !